تعطیل شد...
شایــــــــــــــد برای
همیشه...
خوبی بدی دیدن حلالمون کنین...
بدرووووووووووووووود...
91/02/25 | 16:4
| ❤morvarid❤
|
بچه ها واقعاً از همتون معذرت میخوام که چن روز بود نیومده بودم...
آخه دیگه هفته ی آخره و آخرین فرصتا واسسه جبران نمره های افتضاح مستمر!!!!!
من شاید تا آخر خرداد نیام...
نه اینکه کلاً نیام...ینی...خیلی کم تر آپ میکنم....
الانم کامنتامو اصن نخوندم...
به جای خوندن کامنت باید برم زیست و زبان فارسی بخونم!
همتونو دوس دارم....خیلی خیلی زیاد...
شاید آخر هفته بیام....یا شایدم فردا....
(شاید این هفته بیایم نت،شاید!
)
زیاد حرف زدم؟
ببخشید...
راستی....ممنون از کامنتاتون...
میدونید چیه؟
وقتی داشتم فک میکردم...به این نتیجه رسیدم که شاید،شاید،شـــاید،
بعد خردادم نیام...اووووووووووه...
راستی...ممنون از کامنتای زیباتون دوستان مزاحم!
گفتم دیگه نیام وباتون همینجا ازتون تشکر کنم.
بدروووووووووووووووووووووود...
91/02/24 | 22:1
| ❤morvarid❤
|
به نام برابری
سپری کردن زمان با فرزندان کاری شاق و ناجوانمردانه بر گردن زنان است و چاره ی آن،مهد کودک است.
تحلیل های فمینیستی،غریزه ی مادی،دافنه دمارنف،ص ۲۲
مهد کودک حقی همگانی برای زنان است که باعث میشود زنان با مردان در وضعیت برابر قرار گیرند.
فمنیسم رادیکال،ر.ک جنگ علیه خانواده،ویلیام گاردنر،ص ۱۰۹
ینی چی اینا؟من که واقعاً خیلی متاسفم واسه اونایی که یه همچین طرز فکری دارن...
واقعاً متاسفم...
زنی به اتهام قتل درجه یک محکوم شد.کیسی آنتونی (مادر آمریکایی) نه مشکل روحی داشته است و نه مشکل مالی و حتی از طرف پدر و مادرش هم برای نگهداری فرزندش حمایت میشده است او فرزندش را مانع خوش گذرانی هایش میدیده است.
در شهر لیورپول انگلستان مادر ۲۳ ساله،دختر ۴ ساله اش را در آب سرد حمام خفه کرده و ۲ روز با جنازه بچه در منزل به سر برد.
دکتر شرلی ترنر آمریکایی پس از اقدام به قتل فرزند ۱۳ ماهه اش اقدام به خودکشی نمود.
در شهر منچستر انگلیس، جنازه ی دختر بچه ی پنج ساله در خانه ی مادر ۴۳ ساله اش توسط پلیس پیدا شد و مادرش به جرم قت دستگیر و زندانی شد.
طی تحقیقات به عمل آمده ملاحظه میگردد آمار قنل هایی از این نوع،بالاست و همچنان رو به افزایش میباشد.
آخه نامردی تا چه حد؟!
(ببخشید اگه با این آپام ناراحتتون میکنم...اما واقعیته...چشاتونو باز کنید...
اینا مدعیه حقوق بشرن؟
اینا که معتقدن مهد کودک عامل آزادی زنان است؟)
برچسبها:
مهد کودک,
عامل آزادی زنان است,
به نام برابری,
قتل,
قتل فرزندان توسط مادرانشان,
آمار قتل
91/02/22 | 18:31
| ❤morvarid❤
|
91/02/21 | 12:12
| ❤morvarid❤
|
درود...
میخوام از یه جنایت بزرگ واستون بنویسم...
کارولین گراگلیا:جامعه ی ما به زن اجازه می دهد به هر دلیلی کودک خود را سقط کند»در واقعا جامعه با اعطای جایزه ی سقط جنین،این تعریف را پذیرفته که فرزندآوری یک تفریح است و نه یک وظیفه.
دربا هنری:مادر[در زمان سقط جنین]،همه چیز را احساس میکند،چون کودک مبارزه سختی را آغاز میکند تا از جان خود دفاع کند.گاهی اوقات کودک،زنده متولد میشود و عمر کوتاه بیرون از رحم اودر برابر چشمان پرستار و مادر وحشت زده،به سر میرسد.
«سقط جنین»
سقط کننده ابتدا یک انبر را داخل کانال تولد کرده و شروع به کشیدن جنین به بیرون با یک پا میکند،سپس با دستهایش بقیه ی بدن او را بیرون میکشد،...
او نوک های تیز دو قیچی را داخل پایه ی جمجمه ی کودک قرار داده و با فشار نوک آنها به اندازه ی کافی،یک سوراخ ایجاد میکندن(تمام این ها بدون داروی بیهوشیانجام میشود،بنابراین ما باید فرض کنیم که کودک درد زیادی میکشد).
در نهایت سقط کننده،یک وسیله ی ساکشن(مکش)،داخل سوراخ قرار داده و مغز کودک را بیرون میکشد...

پزشکان متخصص میگویند بیهوشی موضعی که معمولاً در موارد سقط جنین بع کار میبرند اصلاً بر روی جنین(نوزاد) تاثیری نداشته و جنین تا آخرین لحظاتی کهقیچی مخصوص جراح پشت کاسه سرش را سوراخ میکند و مغز او را به کلی خارج میسازد،در میبرد و هیچ چاره ای ندارد جز تحمل درد جانکاه،چون حتی از رحم مادرش کاملاً خارج نشده تا فریادی بزند.
واقعاًبه نظر شما یه جنایت بزرگ نیست؟
یه لحظه فکر کنید اون بچه ی بیچاره چه دردی میکشه؟
بالاخره اونم یه موجود زندس...
واقعا این کار آخرِ نامردیه...آخرِ نامردی...
تازه بر اساس گزارش پارلمان اروپا در بروکسل،در مواد آرایشی،اکثراً پنهانی،از جنین زنده و مرده استفاده میشود.در گزارشی آمده که ابتدا جنین ها به طور کامل و زنده بیرون آورده شده،سپس برای برداشتن اعضای خاصی تکه تکه میشوند،آنگاه این اعضای برداشته شده،منجمد میشوند.
ممنون از اونایی که کامل خوندن....
برچسبها:
سقط جنین,
جنایت,
جنایت بزرگ,
جنین
91/02/20 | 17:49
| ❤morvarid❤
|
یه تو سری دیگه ......
(صدای خنده تماشاچی ها)
چندتا معلق تو هوا و یه زمین خوردن حسابی !!
(و باز هم صدای خنده بلند تماشاچی ها)
کسی صدای آخ گفتن دلقک رو زیر اون ماسک مسخره نمی شنید .
مردم از ته دل می خندیدند
دلقک از ته دل اشک می ریخت...
------------------------------------------------
مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد، دکتر گفت: به فلان سیرک برو، آنجا دلقکی هست انقدر می خنداندت تا غمت یادت برود، مرد لبخند تلخی زد و گفت: من همان دلقکم!

91/02/19 | 20:16
| ❤morvarid❤
|
زن و مردی چند سال بعد از ازدواجشون صاحب پسری میشن و چند روز بعد از تولد بچه متوجه میشن که اون یه نابغه اس بچه در یک سالگی مثل یک آدم بزرگ شروع به حرف زدن میکنه و در دوسالگی به اکثر زبانها حرف میزنه در سه سالگی با اساتید دانشگاه به بحث و تبادل نظر میپردازه و در چهار سالگی پیش بینی های باور نکردنی راجع به علم و پیشرفت اون میکنه در جشن تولد 5 سالیگش در حضور همه فامیل اعلام میکنه :
من دقیقا یک سال دیگه میمیرم ، مادرم 18 ماه بعد از من میمیره و پدرم یک سال بعد از مرگ مادرم میمیره !!
پسر بچه همون طور که گفته بود در شش سالگی میمیره و مرد بلافاصله در چندین شرکت بیمه همسرش رو بیمه عمر میکنه طبق پیش بینی بچه مادرش هم در تاریخی که گفته بود میمیره و ثروت هنگفتی بخاطر بیمه عمر زن نصیب مرد میشه !
مرد تصمیم میگیره یک سال باقی مانده از عمرش رو به خوشی بگذرونه ، پس به سفرهای تفریحی زیادی میره ، در بهترین هتلهای جهان اقامت میکنه ، گران ترین خودروهای دنیا رو برای خودش میخره و در آخرین روز عمرش تمام دوستان و آشنایانش رو دعوت میکنه ، مهمونی مفصلی میگیره و آخرین شب زندگیش رو با یک دختر زیبا مشغول خوشگذرونی میشه ...
صبح با صدای جیغ دختره از خواب پا میشه و در حالی که تعجب کرده بود که چرا هنوز زنده اس میپرسه چی شده ؟
دختره جواب میده : وکیل خانوادگی شما تو راهرو افتاده و هیچ حرکتی نمیکنه ، فکر کنم فوت شده...

برچسبها:
داستانک,
نابغه
91/02/17 | 18:30
| ❤morvarid❤
|
اگه میدونید دلشو ندارید نریـــــــــــــــــد ادامه مطلب...
خواهشاً نرید...
حورا جونم بیشتر از همه به تو توصیه میکنم که نری...
ببینید چن بار میگم...عین قبل دوباره نرید حالتون بد شه...
از ما گفتن بود...
بچه ها من یکی که وقتی دیدم داغون شد حالم!
باورتون میشه تا جایی که تونستم چش بسته آپلودش کردم گذاشتمش تو وبم؟
وااااااااااااای...

من دیگه غلط بکنم یه همچین چیزایی رو نگا کنم!
آخه اینم خودم نمیخواستم ببینم!یهو اومد جلو چشم!
ادامــﮧ مطلب
91/02/14 | 21:1
| ❤morvarid❤
|
یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوري می کنه .بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه .
ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.
وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان ، رانندهء خانم بر میگرده میگه:
- آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه بروز ماشینامون اومده !همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم …. ! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم …!
مرد با هیجان پاسخ میگه:
- اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه !
بعد اون خانم زيبا ادامه می ده و می گه :
- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه .مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه مي تونه شروع جريانات خيلي جالبي باشه رو جشن بگیریم !
و بعد خانم زيبا با لوندي بطری رو به مرد میده .
مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حاليكه زير چشمي اندام خانم زيبا رو ديد مي زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن .
زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.
مرد می گه شما نمی نوشید؟!
زن لبخند شيطنت آميزي مي زنه در جواب می گه :
- نه عزيزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشيم !!! برچسبها:
تصادف,
پلیس,
نشونه,
داستانک,
معجزه
91/02/14 | 20:44
| ❤morvarid❤
|
(خانمها بخونید و افتخار کنید..)!!!
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود.
شش روز می گذشت ….
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد:
چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟
خداوند پاسخ داد:دستور کار او را دیده ای ؟
او باید کاملا” قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از
جایش بلند شد ناپدید شود.
قلبی داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا
قلب شکسته، درمان کند.
این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .
خداوند فرمود:نمی شود !! چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی
را که این همه به من نزدیک است،تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با
یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی
که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسید:فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد.
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی
زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد:آن که نشتی نیست، اشک است.
فرشته پرسید:اشک دیگر چیست ؟
خداوند گفت:اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی،
تنهایی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید
چون زن ها “واقعا” حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.
همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند..
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و وقتی
دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند
چه قدر برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و
بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،
آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند
خداوند گفت:این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد
فرشته پرسید:چه عیبی ؟
خداوند گفت:قدر خودش را نمی داند...
91/02/14 | 13:19
| ❤morvarid❤
|
این واقعیه...اتفاقی تو وب یه دوست خوندمش...
سالهایی که دانشجو بودیم بعضی از استادها خیلی سفت و سخت حضور و غیاب را انجام می دادند
تعدادی هم برای مچ گیری ابتدا و انتهای کلاس این کارو می کردند،
یه هم دوره ای داشتم که عاشق یکی از دخترای کلاس شده بود.
هر وقت این خانم سر کلاس حاضربود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، ایشون می گفت:
استاد همه حاضرند!
و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود می گفت:
استاد امروز همه غایبند، هیچ کس نیامده!
در اواخر دوران تحصیل ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند.
تازگی خبر دادند که خانم درگذشته و آگهی ترحیم خانم را با این مضمون چاپ کرده است:
هیچ کس زنده نیست ... همه مرده اند...
91/02/13 | 18:17
| ❤morvarid❤
|
بچه ها یه دوست عزیزی به اسم مرلین گفته:
(مراقب افکارت باش...)
زیرش مینوشتی
این جمله از علی (ع)
کلاس وبلاگتون میومد پایی.خانوم مروارید؟
که ادعا میکنی عشقو میشناسی...
دوست عزیزم...من واقعا نمیدونستم!
باور کنید نمیدونستم...اما نمیدونم چرا کامنت خصوصی گذاشته!
اما ازت تشکر میکنم مرلین جان که بهم گفتی...ممنون.
راستی دوستای عزیزم...اگه میشه ل ط ف کنید کامنت خصوصی نذارید تا جایی که میتونید....
من نمیدونم الان این چیش خصوصی بود!
91/02/13 | 15:21
| ❤morvarid❤
|